ماه من









ماه من غصه نخور همه که مثل ما نمیشن
همه که پر ترک مثل تو و من نمیشن
ماه من غصه نخور مثل ماها فراوون
خیلی کم پیدا میشه کسی رو حرفش بمونه
















اگر برای تو شعری عاشقانه بخوانم
این شعر تا ابد با تو خواهد زیست
حتی وقتی که من دیگر نباشم
یا وقتی که دیگر میان ما عشقی نباشد
شعر عاشقانه بیشتر از آدمها می ماند
عاشقانت تو را ترک می کنند
اما شعر عاشقانه
همیشه با تو خواهد بود
پس بگذار برایت شعری عاشقانه بخوانم!
شعری از اعماق جان٫
که مرا به یاد تو آورد......
شعری که همیشه با تو بماند.






هزاران نفر برای امدن باران دعا کردند
غافل از اینکه خدا با کودکی ست که چکمه هایش سوراخ است










تو بارو ن که رفتی
شبم زیر و رو شد
یک بغض شکسته
رفیق گلوم شد
تو بارون که رفتی
دل باغچه پژمرد
تمام وجودم
توی آینه خط خورد
هنوز وقتی بارون تو کوچه میباره
دلم غصه داره دلم بی قراره
نه شب عاشقانست نه رویا قشنگه
دلم بی تو خونه دلم بی تو تنگه
یک شب زیر بارون که چشمم به راهه
می بینم که کوچه پر نور ماهه
تو ماه منی که تو بارون رسیدی








هواي باران داشت نگاه غمگينم
چه تلخ مي رفتي چه تلخ شيرينم
شب جدايي با تمام محجوبي
تو را صدا مي زد سکوت سنگينم
ستاره ها گفتند که باز مي آيي
چه زودباور بود دل دهن بينم
سقوط سرخم را نديده اي آيا؟
نمي کشي دستي به بال خونينم!؟
کجاست محتاجم به سکر چشمانت
که شعر هم امشب نداد تسکينم
نمي رسد دستم به دستهايت آه
چقدر بالايي چقدر پايينم









هنگام رفتن
در
چشمان عشق نگریستن
آنچنان مشتاق ماندنت می کند
که پای رفتنت سست می شود
ورفتن را مرگ می پنداری
پس چشمانت را ببند
وپا در جاده بگذار
وهمیشه به یاد داشته باش
گاهی وقت ها برای بودن
باید رفت...











